مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

76

الفاروق ( فارسي )

ابن منذر از عون بن ابي شداد روايت مىكند : عمر كنيزى داشت بنام زنيره كه قبل از عمر اسلام آورد . عمر او را كتك مىزد تا از اسلام دست بردارد ، كفار قريش مىگفتند : اگر اسلام خوب بود ، زنيره ( كنيز عمر ) زودتر از ما اسلام نمىآورد . آنگاه اين آيه نازل شد : ( قال الذين كفروا للذين آمنوا لو كان خيرا ) كسانى كه كفر مىورزيدند مىگفتند ، اگر اسلام خوب بود آنهائى كه ايمان آورده‌اند از ما سبقت نمىگرفتند . عمر كنيز يكى از بستگانش را كه اسلام آورده بود شكنجه نمود - سيره ابن هشام ج 1 ص 211 كنيزى از قبيله بنى مؤمل شعبه‌اى از قبيله بنى عدى ( قبيله عمر ) اسلام آورد ، عمر او را شكنجه مىكرد تا از اسلام دست بردارد . البته اين زمانى بود كه عمر هنوز مشرك بوده و مسلمان نشده بود . آنقدر كنيز را زد تا خودش خسته شد . كنيز گفت : خدا با تو چنين كند . آنگاه ابوبكر آن كنيز را خريد و آزاد نمود . - سيره ابن كثير ج 1 ص 354 كنيزى از قبيله بنى مؤمل ( شعبه‌اى از قبيله بنى عدى ) اسلام آورد ، عمر او را كتك مىزد تا از اسلام دست بردارد ، آنقدر زد تا خسته شد و گفت : اگر رهايت كردم بخاطر خستگى است نه چيز ديگر . كنيز گفت خدا با تو چنان كند كه با من كردى . آزار دادن عمر ليلى دختر ابى حثمه را - اسد الغابة ج 7 ص 256 ليلى ، دختر ابي حثمة . . . مىگويد : زمانى كه ما اسلام آورديم ، عمر بيش از همه با ما بدرفتارى مىكرد . عمر براى كنيزانى كه از آنها اولاد داشت وصيت به مال نمود - سنن دارمي ج 2 ص 423 سليمان بن حرب از حماد بن سلمة از حميد از حسن روايت مىكند : عمر بن خطاب براى مادران فرزندانش وصيت كرد به هر يك از آنها چهار هزار ( درهم ) بدهند . غلام عمر بنام مجمر - الانساب ج 5 ص 203